chiefest تغذیه پزشکی درمانی استانی

chiefest: تغذیه پزشکی درمانی استانی بیماری دانشگاه مازندران سرطان مری مبتلا شدن استاندارد سرطان سینه

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی چرا محمود صادقی لباس روحانیت را کنار گذاشت؟

درس حوزه خوانده ولی لباس روحانیت نمی‌پوشد. عضو فراکسیون امید است ولی می‌گوید کنش‌های سیاسی‌اش در پارلمان، شخصی هست. محمود صادقی، نماینده پایتخت کشور عزیزمان ایر

چرا محمود صادقی لباس روحانیت را کنار گذاشت؟

چرا محمود صادقی لباس روحانیت را کنار گذاشت؟

عبارات مهم : اطلاعات

درس حوزه خوانده ولی لباس روحانیت نمی پوشد. عضو فراکسیون امید است ولی می گوید کنش های سیاسی اش در پارلمان، شخصی هست. محمود صادقی، نماینده پایتخت کشور عزیزمان ایران به پیگیری مباحث جنجالی معروف شده است هست؛ از حساب قوه قضاییه به نام شخص رییس قوه تا انتشار فهرست بدهکاران بانک سرمایه. جسارت او در طرح مباحث یادآور کنش های علی مطهری هست. او می گوید نخواسته مطهری باشد، مطهری، مطهری است ولی شخصیت خاصی که البته می تواند الگو باشد.

روزنامه اعتماد با این مقدمه، گفت وگوی خود با محمود صادقی را منتشر کرده است که در ادامه می خوانید:

چرا محمود صادقی لباس روحانیت را کنار گذاشت؟

چه اتفاقی افتاد که لباس روحانیت را کنار گذاشتید؟

سال ١٣٨٠ یک عارضه مغزی جهت من به وجود آمد. علت این عارضه به دوران حضور در جبهه که هنوز ترکش های آن دوران در سر من وجود دارد، مربوط بود. در عملیات بیت المقدس من به شدت از ناحیه سر مجروح شدم تا حدی که تا مرز شهادت پیش رفتم. بعد از آن عارضه، در سر من یک لخته خونی ایجاد شد که باعث شد مدتی با ویلچیر تردد کنم و تعادل راه رفتن نداشتم. بعد از سه ماه توانستم از ویلچر بلند شده است و با واکر تردد کنم. به همین علت تردد با لباس بسیار مسئله بود. چون از محیط حوزوی هم دور شده است بودم و نمی توانستم به وظایف صنفی روحانیت عمل کنم، لباس روحانیت را کنار گذاشتم. یکی دیگر از نکاتی که موجب شد لباس روحانیت را کنار بگذارم، سنگینی مسوولیت این لباس بود ولی تعارضی میان زندگی شخصی و روحانیت وجود نداشت که به آن علت این لباس را کنار بگذارم. این عوض کردن لباس هیچ گونه ارتباطی با سیاست نداشت.

یعنی جهت ورود جدی تر به سیاست لباس را کنار نگذاشتید؟

درس حوزه خوانده ولی لباس روحانیت نمی‌پوشد. عضو فراکسیون امید است ولی می‌گوید کنش‌های سیاسی‌اش در پارلمان، شخصی هست. محمود صادقی، نماینده پایتخت کشور عزیزمان ایر

در طول این سال ها فعالیت سیاسی بارز تری داشتم. چه دوره ای که عمدتا در دانشگاه تربیت مدرس مشغول بودم، چه دوران انسداد بعد از سال ٨٨. بعد از انتخابات ٨٨ احساس کردم باید زیاد فعالیت کنم. بعد از انتخابات ٨٨ من جهت نخستین بار عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه ها شدم.

از این راه توانستید در سال ٩٤ به لیست امید راه پیدا کنید؟

در انتخابات سال ٩٤، بعد از آنکه عده بسیاری نتوانستند از فیلتر شورای نگهبان عبور کنند، فراخوانی جهت افراد داوطلب که قصد نمایندگی دارند، صادر شد. در آن زمانی که قصد داشتم جهت انتخابات عضویت کنم، مدیرکل بازرسی و مشاور وزیر علوم بودم و طبق قانون باید از سمت خود استعفا می کردم. در شورای مرکزی انجمن مدرسین جهت استعفای اینجانب رای گیری شد و با توجه به آنکه تعدادی دیگر از دوستان مانند مردها رهامی و حبیبی نیز کاندیدا شده است بودند و فرآیندی که آینده نگری شده است بود انتظار می رفت یک نفر از ما به لیست راه پیدا کند از این رو با استعفای من موافقت شد. ولی در مرحله بعدی صلاحیت من رد شد.

برای تایید صلاحیت خود مشورت کردید یا افراد دیگر جهت تاییدصلاحیت شما کمک کردند؟

چرا محمود صادقی لباس روحانیت را کنار گذاشت؟

من این شانس را آوردم که ردصلاحیت به من ابلاغ شد و وقت دفاع به من تعلق گرفت. به شورای نگهبان رفتم و به صورت مکتوب دلایل خود جهت موضوعی که به آن علت ردصلاحیت شده است بودم را شرح دادم و توانستم شورای نگهبان را متقاعد کنم.

ردصلاحیت شدید یا عدم احراز صلاحیت؟

ردصلاحیت شدم.

درس حوزه خوانده ولی لباس روحانیت نمی‌پوشد. عضو فراکسیون امید است ولی می‌گوید کنش‌های سیاسی‌اش در پارلمان، شخصی هست. محمود صادقی، نماینده پایتخت کشور عزیزمان ایر

دلیل ردصلاحیت چه بود؟

عدم التزام عملی به ولایت فقیه. با ٨ علت من ردصلاحیت شدم ولی توانستم هم به صورت مکتوب و هم شفاهی مستندات خود را جهت دفاع به شورای نگهبان ارایه کنم و شورای نگهبان نیز از جواب من متقاعد شد و در لحظات نهایی تاییدصلاحیت شدم. بعد از تایید صلاحیت در فراخوانی که اعلام شده است بود به عنوان داوطلب ورود به لیست نام نویسی کردم. ملاک هایی به وسیله شورای عالی سیاستگذاری گزینش شده است بود و به واسطه آن ملاک ها، به داوطلبان امتیاز تعلق می گرفت و من به واسطه آنکه دانشیار حقوق هستم و از نظر اجرایی مشاور وزیر بودم و از نظر سیاسی نیز عضو شورای مرکزی جامعه مدرسین بودم توانستم امتیاز بالایی کسب کرده و به لیست راه پیدا کنم. ولی این اوضاع در غیاب اشخاص و بزرگانی بود که ردصلاحیت شده است بودند.

چرا محمود صادقی لباس روحانیت را کنار گذاشت؟

شما از این اوضاع به وجود آمده احساس رضایت می کنید؟

خیر. از این موقعیت خوشحال نیستم. البته می توان به این عنوان از این منظر نگاه کرد که این اتفاق باعث پوست اندازی اضطراری در نیرو های سیاسی اصلاح طلب شد. از جهت دیگر نیز ما امروز در مجلس با خلأ حضور افراد استخوان دار رو به رو هستیم. ما تاکنون در جبهه اصلاحات به علت محدودیت هایی که وجود دارد، نتوانستیم این عوض کردن نسلی را به درستی شاهد باشیم.

شما در مجلس متفاوت تر از سایر نمایندگان لیست امید ظاهر شدید؛ آیا می خواستید در مجلس، مطهری شماره دو باشید؟

آقای مطهری الگوی خوبی جهت من بودند ولی من به علت آنکه تربیت حقوقی شدم، می دانم مجلس کجاست، نماینده چه وظایفی دارد و… برمبنای آموزه های حقوقی خود عمل می کنم. از طرفی هم چون به انقلاب وابستگی زیادی دارم، بنابراین احساس تعهد جهت حفظ ارزش ها، احیا و اجرای آن ارزش ها را نیز دارم. من روحیه انقلابی دارم و هیچ گونه ابایی از هزینه هایی که جهت حفظ انقلاب باید بدهم در من وجود ندارد. من فکر نمی کنم کار خاص ای انجام داده باشم؛ تنها به وظایف نمایندگی خود عمل کرده ام. بنابراین با این نظر تلاش کردم موقعیت شناس باشم و لحظه ها را از دست ندهم.

به هرحال شما نیم نگاهی به کنش های علی مطهری داشتید. به نظر می رسد شما دوست دارید مطهری دوم باشید.

من نخواستم مطهری باشم. مطهری، مطهری هست؛ شخصیت خاصی است که می تواند الگو هم باشد. اصلا چنین چیزی نیست که بخواهم شبیه سازی کنم. ممکن است در شهامت، صراحت و دلیری با ایشان شباهتی داشته باشم ولی از لحاظ فکری تفاوت هایی هم داریم. همان وقت که مطهری در شیراز مورد حمله قرار داده شد من به همراه جمعی از خانواده شهدا به دیدار ایشان رفتیم و اعلام حمایت کردیم. این عنوان مربوط به پیش از نمایندگی من هست. ایشان قابل احترام است و توانایی الگو شدن دارد .

اما شما با علی مطهری یک تفاوت بزرگ دارید. مطهری تا به حال به علت اظهاراتش عذرخواهی نکرده است در حالی که شما تا به حال چندین بار خود را موظف دانستید که عذرخواهی کنید.

عذرخواهی کردن کار بدی نیست هرچند بعضی می گویند مراقب باش حرفی نزنی که بعدا نیاز به عذرخواهی باشد. با این حال فکر می کنم با توجه به شرایط سیاسی و در وقت التهاب هایی که وجود دارد اگر در لاک احتیاط فرو برود و دچار محافظه کاری شود عملا نمی تواند وظایفش را انجام دهد .

محافظه کاری یا بی احتیاطی؟

محافظه کاری. بعضی از عذرخواهی های من خوب فهمیده نشد. سوء تعبیر شد.

مثل کدام عذرخواهی؟

عذرخواهی از رییس قوه قضاییه. بسیاری از رسانه های اصولگرا یا حامی ایشان تلاش کردند عذرخواهی من را پشیمانی از کاری که کردم و عدول از پرسش و مواضعم جلوه دهند. در حالی که سوالی که من در مورد حساب های بنام رییس قوه قضاییه داشتم در جریان است و پیگیری های من ادامه دارد. به هر حال مجلس سختى ها و آسانى ها دارد ولی هیچ عدولی از پرسشی که داشتم اتفاق نیفتاده هست. ایشان تعبیراتی در مورد من به کار برده بود من هم خود را محق می دانستم که مقابله به مثل کنم. در یکی از صحبت هایم تعبیری از ایشان داشتم که بعدا احساس کردم تعبیر تندی بود. از آن تعبیر عذرخواهی کردم و به نظرم کار اخلاقی بود. البته ایشان تعبیر تندتری در مورد من و بعضی نمایندگان مجلس به کار برد و ما را وابسته به بیگانگان دانسته بود ولی عذرخواهی هم نکرد.

عذرخواهی با فشار از اوج بود؟

فشار از اوج نبود ولی ملاحظاتی وجود داشت. سال گذشته بعد از صحبت در دانشگاه امیرکبیر به شیراز دعوت شدم. تعبیر من در مورد رییس قوه قضاییه در صحبت ام در شیراز بیان شد. چند روز بعد در دانشگاه اراک جهت صحبت دعوت شده است بودم و راهی این شهر شدم. در راه بودم که خبر دادند دادستانی اجازه صحبت به من نمی دهد. شورای تامین شهر دانشجویان متولی برگزاری مراسم را خواسته بود و مراسم را لغو کرده بود. آقای زمانی قمی که در آن وقت استاندار مرکزی بود در مسیر با من تماس گرفتند. من هم در مسیر درگیر پشت صحنه این لغو بودم ولی در نهایت اجازه دادند. هنگامی که همراهی های صورت گرفته را دیدم اخلاقا احساس کردم در انتهای صحبت باید عذرخواهی کنم. رسانه ها خیلی این عنوان را بازتاب دادند و البته سوءتعبیر هم شد.

قدرت لابی بالایی دارید. شورای نگهبان را جهت تایید صلاحیت یا شورای تامین را جهت اجازه برگزاری مراسم متقاعد می کنید!

شاید، نمی دانم.

البته بعضی تعبیر دیگری از عذرخواهی های شما دارند. عده ای معتقدند که محمود صادقی که کنش های سیاسی اش در همین دو سال نمایندگی مجلس خلاصه می شود ساختارهای قدرت را به خوبی نمی شناسد و کنش هایی نشان می دهد که بعد مجبور به عذرخواهی می شود.

هر کس می تواند تعبیری داشته باشد. من کاملا ساختار قدرت را می شناسم ولی خط قرمز های مرسوم را به رسمیت نمی شناسم. با توجه به اختیارات قانونی نماینده مجلس حداکثر استفاده را از ظرفیت های موجود می کنم. ممکن است نتوانند عبور از خط قرمزهای مرسوم را تحمل کنند. به عنوان مثال شاید تاکون کسی با صراحت در مورد رییس قوه قضاییه پرسش نکرده بود ولی من پرسیدم. شاید تاکنون نماینده ای به خود این اجازه را نداده بود که با رییس قوه ای که به خود اجازه می دهد به نماینده مجلس توهین کند، مقابله کند.

شاید رفتارهای شما جهت افکار عمومی توجیهی نداشته باشد آیا که هیات نظارت بر واکنش‌ها نمایندگی تاکنون چندین بار واکنش‌ها شما را در جهت انجام وظایف نمایندگی ندانسته هست. همچنان فکر می کنید باید سردمدار کمرنگ کردن خطوط قرمز مرسوم باشید؟

یکی از نقش هایی که انجام می دهم و در انجام آن تعمد دارم عقب راندن خط قرمز ها هست. البته خوشبختانه این خط قرمزها را عقب تر برده ام و فضا در مجلس جهت پرسشگری باز شده است است به این علت که موقعیت یک نماینده مجلس را همین می دانم. همین که بر اساس قانون نماینده در اظهارنظر در همه پرسشها آزاد هست. یک نماینده مجلس در اظهارنظر آزادی بیشتری دارد. ممکن است یک شهروند عادی جهت همان اظهارنظر تحت تعقیب قرار بگیرد ولی قانون نماینده مجلس را مصون دانسته هست. بنابراین قانون به من این اجازه را داده که حرف هایی را بگویم که افراد عادی نمی توانند. ممکن است در این روند گاهی از بعضی مرزهای مرسوم عبور کنم ولی تلاش کرده ام مرزهای اخلاقی را رعایت کنم. به علت پایبندی به مرزهای اخلاقی است که گاهی احساس می کنم نیاز به پوزش طلبی هست. فکر می کنم مسیری که قبل از این پوزش باز کرده ام، ارزش دارد.

ورود شما به بعضی پرونده ها و انجام بعضی افشاگری ها تصمیم تشکیلاتی است یا شخصی؟

متاسفانه یکی از ضعف های ما این است که تشکیلات نداریم.

در واقع پیروی از تصمیمات فراکسیون امید است؟

فراکسیون امید به علت اینکه اعتبار حزبی خارج از مجلس ندارد، تشکیلات منسجمی ندارد که خط بدهد. خطوط کلی داریم و می دانیم کجا باید فعالیت مان را هماهنگ کنیم و کجا آزاد هستیم ولی کاملا کنش های من فردی است.

وقتی قرار است در مورد مباحث و پرونده های جنجالی حرفی بزنید با آقای عارف هم مشورت می کنید؟

دایما با ایشان مشورت می کنم. روزی یک یا دو بار در صحن با ایشان صحبت می کنم. گاهی اوقات ممکن است ظاهر سلیقه ایشان به گونه ای باشد که نپسندد یا بگوید احتیاط کن. من با لحاظ توصیه های مشفقانه ایشان روش خاص خودم را دارم.

نهی عارف را به عنوان رییس فراکسیون می پذیرید؟

اگر نهی کنند، بله.

در مورد بحث حساب های قوه قضاییه و طرح پرسش در این مورد یا انتشار اسامی بدهکاران بانکی با عارف مشورتی داشته اید؟

در مورد قوه قضاییه مشورت کردم. من پیشنهاد دادم که جمعی به عنوان ورود کنیم و پرسش بپرسیم که پذیرفته نشد و گفتند جمعی به مصلحت نیست اگر خودت می خواهی پرسش طرح کنی تصمیم با خودت است.

ورود به پرسشها متفاوت در فراکسیون محول شده است هست؛ یعنی اینکه به عنوان نمونه شما به مباحث اقتصادی همچون حساب رییس قوه قضاییه ورود کنید یا یک نماینده در مورد گفت وگوی ملی صحبت کند و …؟

این اتفاق به طور طبیعی در فراکسیون شناسایی و ایجاد شده است و به کار گرفته می شود ولی رسمی نیست.

یعنی شما ظرفیت تندتر فراکسیون هستید؟

من خودم را تند نمی دانم. من در چارچوب های قانونی کار می کنم. این تقسیم بندی به صورت طبیعی ایجاد شده است است نه اینکه تقسیم بندی رسمی و آشکاری صورت بگیرد.

از برچسب نماینده افراطی اصلاح طلب نمی ترسید؟

از این برچسب ها که زیاد می زنند ولی تجربه گذشتگان نشان می دهد که نباید ترسید.

از ردصلاحیت چطور؟

از ابتدا نیامدم که نمایندگی مجلس شغلم باشد و بخواهم چند دوره حضور داشته باشم. من استاد دانشگاه و وکیل دادگستری هستم و موقعیت هایی دارم که اصلا از لحاظ شغلی به نمایندگی دل خوش نکردم.

یعنی حاضرید هزینه ردصلاحیت شدن را بپردازید؟

شاید اصلا کاندیدا نشوم. صرف نظر از ردصلاحیت شدن یا نه به علت موقعیت کاری خودم و حال و حوصله خانواده هم مهم هست. به نظرم یک دوره نمایندگی با کیفیت بهتر از ١٠ دوره نماینده بی خاصیت بودن است.

تمام پرونده هایی که باز کردید تا دو سال آینده به نتیجه می رسد؟

فکر می کنم تا آخر ٤ سال می توانم تاثیراتی بگذارم که پایدار باشد. در جریان همین کنش های من در پارلمان بعضی افراد کارکشته سیاست که نام نمی برم به من گفتند بعضی کارهای تو به اندازه ٤ سال نمایندگی هست. به خصوص در مورد حساب های قوه قضاییه. در واقع بعضی مباحث پرسش ناپذیر را پرسش پذیر کردم. همین از دید بعضی کافی هست. هر چند شاهد تاثیرات عملی هم بوده ایم. چند ماه بعد از این ماجرا بازتاب آن را در یک متن قانونی مثل بودجه سال ٩٦ دیده ایم. تبصره ٢٠ بودجه ٩٦ دستگاه ها را از سپرده گذاری منع می کند. همچنین قوه قضاییه حساب های خود را منظم تر کرده است.

حساب همچنان به نام آقای آملی لاریجانی است؟

وقتی به دادگاه می روم یا گذارم به مراجع مرتبط با قوه قضاییه افتاده است همه می گویند حساب ها جمع شده است و بعضی بودجه ها را که خارج از ردیف می دادند پرداخت نمی کنند. ولی هنوز قوه قضاییه گزارش شفافی به مجلس ارایه نکرده هست. وزیر مربوطه هم در دوره قبل آقای طیب نیا بود که در کمیسیون قضایی حاضر شد و توضیح داد ولی پاسخ ها قانع کننده نبود. در دولت قبل به صحن ارجاع شد که البته ایشان می ترسید جهت توضیح به صحن بیاید و طفره می رفت. قاعدتا باید وزیر بعدی جهت پاسخگویی در صحن حاضر می شد. هفته گذشته در دستور کمیسیون گذاشتند ولی آقای کرباسیان هم جهت توضیح عنوان نیامد. الان این پرسش به صحن ارجاع شده است است و وزیر اقتصاد باید در این مورد توضیح دهد. البته پیگیر تحقیق و تفحص هم هستیم.

تحقیق و تفحص از حساب های قوه قضاییه؟

از عملکرد این حساب ها. بنابراین پرونده ادامه دارد و ان شاء الله تا یکی دو سال آینده به نتیجه می رسد.

سراغ فهرستی که منتشر کردید برویم. شما به جز بولتن هایی که جهت نمایندگان تهیه می شود اطلاعات و منابع خاص تری نسبت به سایرین دارید؟

اطلاعات خاص تری ندارم ولی حساسیت بیشتری دارم. ممکن است به پاراگرافی که می خوانم یا می شنوم حساسیت خاص تری داشته باشم.

برای مثال باقی نمایندگان به لیست بدهکاران بانک سرمایه دسترسی نداشتند؟

به این علت که عضو هیات تحقیق و تفحص هستم به دست من رسیده است.

خب شما عضو یک هیات ١٥ نفره هستید. یعنی همه این فهرست را داشته اند؟

البته در دسترس همه نبوده هست. شاید هم داشته اند ولی بی تفاوت از کنار آن گذشته اند.

چرا شما فهرست را منتشر کردید؟ بعضی معتقدند میل به دیده شدن دارید.

من میل چندانی به افشاگری ندارم.

برخی معتقدند شما بگم بگم را در جریان اصلاحات به راه انداختید.

نه، من نمی خواهم این طور باشم. اینکه کسی اطلاعات نهانی داشته و آنها را ابزاری کند جهت رسیدن به مطامع سیاسی و البته فاش هم نکند از نظر من مذموم و غیراخلاقی هست. البته باید تاکید کنم که تعداد بدهکاران بانک سرمایه از این فهرست انتشار یافته زیاد هست. ٢٠ نفر بدهکاران کلان هستند. عمده این افراد کسانی هستند که با استفاده از رانت های خاص به منابع بانکی دست پیدا کردند.

مشخص است از رانت چه کسانی استفاده شده است است؟

خیلی از آنها مشخص شده است هست. این افراد با وجود استفاده از تسهیلات کلان بانکی زیر بار بازپرداخت نرفتند. بعضی از آنها سال هاست که استنکاف کرده اند. مسوولان مرتبط با بازپرداخت تسهیلات در بانک هم تعلل کرده اند و بعضا خودشان هم آلودگی داشتند. در بعضی پرونده ها قوه قضاییه ورود کرده، بعضی بازداشت شده است اند، اکثرا پرونده های باز دارند و… افرادی هستند که اوضاع نسبتا فاش شده است ای دارند.

همه اسامی انتشار یافته ؟

اکثرا پرونده دارند که در سطوح متفاوت در جریان هست. در واقع خیلی محرمانه نبود.

شاید مخاطب شما در توییتر از این افشا استقبال کند ولی آیا شما به عنوان نماینده مجلس در چارچوب مشخص حدود و اختیارات می توانستید که اسامی را افشا کنید که پرونده ارزش به عنوان نمونه در مراحل مقدماتی است؟ راه دیگری در جهت انجام وظایف نمایندگی نبود؟

تنها راه نبوده و نیست. من احساس کردم این کار کمک می کند. الان در دنیا یکی از راه های پیشگیری و مبارزه با فساد براق سازی و اطلاع رسانی به افکار عمومی هست. فضای غیرشفاف جهت بعضی به نوعی رانت محسوب می شود. رانت ابهام و تاریکی فضا. من می خواستم نوری در این فضا بتابانم. هنگامی که فهرست را در اختیار افکار عمومی قرار دهیم این افراد با سرزنش افکار عمومی رو به رو می شوند و خود را در حاشیه امن احساس نمی کنند. در کشورهای پیشرفته که آزادی اطلاعات وجود دارد به محض اینکه فعال سیاسی یا اقتصادی اشتباه را برملا می کنند و همین حالت بازدارندگی دارد.

فکر نمی کنید این افشاگری کار رسانه هاست؟ کسانی که از رانت های خاص برخوردار بوده اند و از بانک ها تسهیلاتی در این حجم دریافت کردند قطعا حاشیه امن ارزش محفوظ است.

باید پیشگام چنین اتفاقاتی باشیم. نباید تسلیم ساختارهای موجود شویم. در کاری که در مجلس کردم تاسیس فراکسیون خاص براق سازی و سالم سازی اقتصاد بود. خیلی از زیرساخت ها هم جهت این روند فراهم هست. اگر قانون گردش آزاد اطلاعات به درستی اجرا شود مردم باید این اطلاعات را داشته باشند و نیاز به افشا کردن نیست. خیلی از اصول قانون اساسی مربوط به شفافیت هست. خیلی از اطلاعات منتشر می شود به عنوان نمونه در دیوان محاسبات هر سال گزارش تفریغ بودجه منتشر می شود ولی کمتر کسی به آن توجه دارد.

عذرخواهی، وجه مثبت نمایندگی شماست ولی اگر این شتابزدگی وجود نداشت به عنوان نمونه عذرخواهی از خانواده آیت الله مکارم شیرازی مورد نیاز می شد؟

تا به حال دو مورد عذرخواهی اتفاق افتاده هست. یکی ماجرای قوه قضاییه بود که توضیح دادم. دیگری عذرخواهی از آقای مکارم بود. من توییت کردم و از ایشان توضیح خواستم، خبر ندادم. درخواست توضیح کردم. این گزاره می تواند موهن یک ارتباط باشد.

برای شما مستدل شد که ارتباط کاری میان پسر آقای مکارم با آقای مدلل وجود نداشته که عذرخواهی کردید؟

بله. دو طرف توضیح دادند. مدلل ها تعدادشان زیاد هست. اسامی کوچک با هم متفاوت بود. اصل صحبت آقای مکارم در مورد ورود بانوان به ورزشگاه ها بود و گفته بودند مسئله ما این نیست بلکه مسئله بانک و بیکاری و… هست. من هم همین را تایید کردم و بعد خواستم در مورد اطلاعاتی که داشتم توضیح دهند.

من از مریدان قدیمی آقای مکارم هستم. خواستم بگویم حتی اشکال ندارد یک مقلد از مرجع خود سوالی را مطرح کند. اگر مقلدی راجع به موضوعی ابهام دارد، باید فضایی فراهم شود تا بتوان این ابهامات را برطرف کرد. این توضیح خواستن هم اهانت شد و هم از آن سوءاستفاده شد.

یک سری بانک های اطلاعاتی وجود دارند که این اطلاعات را در اختیار نمایندگان قرار می دهند. این رانت اطلاعاتی باعث بروز فساد در میان نمایندگان نمی شود؟ این بدهکاران به علت قدرت مالی، صاحب نفوذ هستند. آیا امکان دارد این افراد، نهاد های ذیربط را جهت در اختیار قرار ندادن مدارک به نمایندگانی چون شما مجلس تحت فشار بگذارند؟

بطور طبیعی هر مقامی بسته به موقعیت خود به اطلاعاتی خاص دسترسی پیدا می کند. حال این فرد نماینده باشد یا یک کارمند بانک. ممکن است وجود این اطلاعات خود به ابزاری جهت فساد تبدیل شود. این افراد نیز قطعا به نهاد های ذیربط جهت قرار ندادن اطلاعات در اختیار نمایندگان مجلس فشار می آورند ولی نماینده مجلس نیز راه های خاص خود جهت دسترسی به اطلاعات را دارد. دست بر قضا بعضی از مراجع قانونی نیز که مکلف به دادن اطلاعات به نماینده هستند از این عنوان امتناع می کنند. علت این امتناع هم آن است که بعضا می گویند چون شما اطلاع رسانی می کنید ما به علت احتیاط، این اطلاعات را در اختیار شما قرار نمی دهیم.

شما سطحی جهت این افشاگری ها البته نه از جهت منفی این کلمه، قایل هستید؟

ممکن است چارچوب هایی را جهت آن سطح از اطلاعات تعریف کنم. به عنوان مثال شما نمی توانید اطلاعات نظامی و امنیتی را منتشر کنید. هم تبعات حقوقی دارد و هم مصالح ملی را به خطر می اندازد. بااهمیت ترین خط قرمز من جهت این براق سازی ها منافع ملی است.

در کنار اطلاعات نظامی، امنیتی و منافع ملی ممکن است در این براق سازی ها با اسامی خاصی روبه رو شوید. مماشات شما در انتشار این اسامی چقدر خواهد بود؟

در مباحث متفاوت من ابتدا تحقیق می کنم. به عنوان مثال راجع به آقای گندم نژاد، قاری معروف قرآن، من شکایت کردم و چندین بار جهت دریافت پاسخ به مراجع ذیربط مکاتبه کرده ام. اگر با این مکاتبات پاسخ نگیرم، آن وقت مجبور می شوم در نطق خود موضوعاتی را افشا کنم. در این موضوع، جناح های سیاسی اعم از چپ و راست جهت من هیچ تفاوتی نخواهند داشت. در انتشار لیست بدهکاران بانکی، من خودم را به آن الهه کور قانون تشبیه می کنم که این کار را با چشمانی بسته انجام دادم و با فشار هایی که طی روز های اخیر به من وارد شد فکر می کنم نابینا بودن آن الهه یا بانوی عدالت جهت آن بوده است که همه را در برابر قانون مساوی ببیند. بعد متوجه شدم به آن علت است که کلا کسی را نبیند. علت این ندیدن آن است که متوجه نشود چه آدم های گنده ای برابر او ایستاده اند و دچار وحشت نشود. من هم چشم بسته عمل کردم و به اسم ها نگاه نکردم. در این عنوان جهت من فقط اطلاع رسانی مهم بود.

همه جای دنیا این اتفاق به وسیله رسانه ها رخ می دهد. آیا شما به عنوان نماینده مجلس این براق سازی را انجام می دهید؟ بعضی اعتقاد هستند شما جهت زیاد دیده شدن این کارها را انجام می دهید. شما می توانید بخشی از این اطلاعات را در اختیار یک رسانه یا خبرنگار بگذارید و این براق سازی را به او واگذار کرده و شما بحث قضایی را پیگیری کنید. پاسخ شما به این گزاره چیست؟ در توییتر شاهد هستیم توییت های مشمول بر افشا گری زیاد از سایر توییت ها بازخورد دارد. بعضی هم جهت شما می نویسند که جهت دیده شدن این کارها را انجام می دهید.

درباره نظرات بازدیدکنندگان توییتر باید بگویم زیاد نفراتی که این اظهارنظر را می کنند در جبهه برابر قرار دارند و قصد دارند من را تخطئه کنند. من نیز به شوخی گفتم اگر من توییت نکنم شما چگونه نان می خورید؟ در جواب هم کاریکاتور من را در شکل یک نانوا کشیدند. ولی در پاسخ به گزاره شما باید بگویم هر انسانی ممکن است به گرفتاری های نفسانی دچار شود و این عنوان را انکار نمی کنم. ولی راجع به رسانه ها باید بگویم یکی از فعالیت هایی که می کنم، اقداماتی که قرار است انجام دهم را در اختیار رسانه ها قرار می دهم. به عنوان مثال سوالی که قرار است مطرح شود از صحن مجلس جهت بعضی خبرنگاران می فرستم. ولی رسانه ها در انتشار بعضی اخبار محدودیت دارند. بعضی رسانه ها جهت انتشار اخبار من با محدودیت رو به رو هستند. به خاص در این مورد بعید می دانم رسانه ای زیر بار انتشار این لیست می رفت هرچند تبعاتش مشمول بر حال من می شد ولی ممکن بود مجموعه ای را با مسئله مواجه کنیم که صحیح نبود.

شما خودتان با تبعاتی نیز مواجه شده است اید؛ مانند حکم جلبی که جهت تان صادر شد.

بله؛ من مسوول تبعات واکنش‌ها خودم هستم. اگربرخی اطلاعات را در اختیار رسانه ای قرار دهم، ممکن است رسانه با مشکلاتی روبه رو شود کما اینکه بارها این اتفاق افتاده و رسانه مجبور شده است است از خبر کم کند تا بتواند انتشار دهد. در چنین شرایطی من نیز ترجیح می دهم در رسانه خودم این کار را انجام دهم.

پس از صدور حکم جلب، محتاط تر شدید؟

این گونه احساس شده است است ولی من محتاط نشده ام. سختى ها و آسانى ها در فرآیند مجلس وجود دارد. تریبون مجلس هر لحظه در اختیار یک نماینده نیست. بعضی کارها را من پایه ریزی کردم و این در طول وقت جلو می رود. به عنوان مثال پرسش من از دو وزیر هنوز به صحن نرسیده هست. پرسش از وزیر کشور پرسیدم ولی تاکنون به صحن نرسیده هست. بخشی از سر و صدای ایجاد شده است به علت ظرفیت نداشتن طرف برابر است.

زمانی که حکم جلب شما صادر شد، آیا در مورد آن توئیت کردید؟

درباره آن عنوان زیاد صحبت شد. اصرار من بر آن بود که قانون اجرا شود. قانون نظارت بر واکنش‌ها نمایندگان تشریفات قانونی دارد که لازمه آن حفظ شأن نماینده است و این باید رعایت شود. اگر این عنوان رعایت می شد من در دادسرا حاضر می شدم ولی چون رعایت نشده بود من زیر بار این عنوان نرفتم. راجع به بورسیه ها نیز به دادسرا رفتم و توضیحات خود را ارایه دادم. ولی راجع به آن شب اصرار من بر اجرای قانون بود. من فکر نمی کنم توییت آن شب موثر بود.

بالاخره مردم از طریقی متوجه حکم جلب شما شدند؟

قبل از آنکه در توییتر منتشر شود ماجرا تمام شده است بود و بعد از آن توییت منتشر شد. علت استفاده من از ظرفیت اینترنت آن است که ما از رسانه رسمی محروم، از بین بردن شده است و به حاشیه رانده شده است هستیم. تا به حال صدا و سیما تنها حاشیه سازی های منفی از من منتشر کرده هست. من باید از ظرفیت رسانه آزاد حداکثر استفاده را بکنم.

فعالیت های شما یادآور نمایندگان مجلس ششم است.

من از تجربیات مجلس ششم درس گرفتم چون خودم در متن آن حوادث بودم. من فکر می کنم چهارچوب های قانونی را رعایت می کنم ولی بعضی نمایندگان مجلس ششم به علت آشنایی نداشتن با قانون بعضی غلط های را مرتکب شدند. ماهیت کار های من سیاسی نیست و ماهیت حقوقی دارد.

برخی می گویند محمود صادقی علاقه به دیده شدن دارد.

بخش مهم کار نماینده مجلس افکار عمومی است و با کار اداری متفاوت هست. اینکه مذاکرات مجلس باید به صورت زنده پخش شود یعنی کار مهم نماینده با افکار عمومی هست. در این راه من از رسانه خود نیز استفاده کردم.

تذکری از هم جناحی ها گرفته اید که واکنش‌ها شما ممکن است جهت جریان اصلاحات هزینه ساز می شود؟

خیلی از روی دلسوزی در داخل و خارج از مجلس به من تذکر می دهند و می گویند باید فعلا نماینده باشی، یک دوره کافی نیست و باید در فضای سیاسی استمرار داشته باشی. دوستان مجلس از این زاویه مشفقانه تذکر می دهند. بعضی از دوستان انتقاد می کنند ولی اینکه دستور بدهند یا تذکر بدهند تاکنون وجود نداشته است.

این تذکرات مشفقانه به علت وحشت از ردصلاحیت در انتخابات ٩٨ است؟

بعید است به خاطر فعالیت یک نفر دست به ردصلاحیت گسترده بزنند. دوستان معتقدند فضای فعلی این ظرفیت را ندارد که همه نمایندگان بتوانند کنش های اینچنینی داشته باشند. دغدغه و نگرانی دارند که همه اگر به این سبک در مجلس فعالیت کنند با مسئله مواجه شویم. جهت مثال آقای عارف این نظر را دارد که بنای بازگشت به فضای سیاسی داریم و این بازگشت باید آرام و تدریجی باشد. بنابراین ممکن است از روی خیرخواهی تذکر دهند.

شما با آقای عارف موافق نیستید چون کنش های متفاوتی نشان می دهید؟

فرصت ها مثل باد می گذرد و باید قدر این وقت ها را بدانیم. نمی توانم در مجلس تماشاچی باشم.

برای شرکت در انتخابات سال ٩٨ تصمیم گرفته اید؟

هنوز جهت تصمیم نهایی سریع است ولی تصمیم ابتدایی این است که شرکت نکنم ولی باید موقعیت را هم سنجید.

برخی معتقدند که اطمینان از ردصلاحیت تان جهت دوره بعد باعث شده است که بی پرواتر به پرسشها ورود کنید.

هیچ کدام از کنش های خود را منافی با تایید صلاحیتم نمی دانم. من کاری نکردم که مخل تایید صلاحیت باشد. احساس می کنم دوستانی که در دوره قبل پذیرفتند در این دوره هم می پذیرند. واکنش‌ها غیرموجهی نداشته ام. نه از رانت نمایندگی سوءاستفاده کرده ام نه کار غیراخلاقی انجام داده ام. در چارچوب قانون کار خود را انجام دادم ممکن است از دید بعضی خطاهایی هم داشته باشم که البته می تواند قابل اغماض باشد.

از نهادهای نظارتی تذکری گرفتید یا در مورد تایید یا ردصلاحیت تان چیزی شنیدید؟

خیر. گاهی به طور غیررسمی صحبت هایی شده است باشد البته نهادهای ذی ربط انتخابات حتی غیررسمی هم صحبتی نکرده اند. دوستانه صحبت هایی شده است است ولی نه از موضع نهاد نظارتی.

شما به عنوان نماینده فراکسیون امید معتقدید که آقای واعظی در مناسبات داخلی مجلس تاثیرگذاری خاص ای دارد؟

خودشان که انکار می کنند. برداشت ما این است که ایشان موثر است.

در رای آوردن وزرا و انتخابات هیات رییسه دوم تاثیرگذاری زیادی داشتند؟

خودشان تکذیب می کنند. من تا الان نام نبردم ولی یک بار خطاب به کسانی که اثرگذار بودند گفتم اگر ادامه بدهند ساکت نمی نشینیم. البته خودشان به من گفتند که منظورت من بودم. به هر حال مرجع ضمیرش را پیدا می کند. به هر روی طبیعی است عنصرهای دولت یک نگاه خاصی به مجلس دارند. آقای واعظی هم جز افراد موثر اطراف روحانی است.

به نظر شما ژنرال های اصلاح طلب مجلس دهم چه کسانی هستند؟

مجلس ژنرال ندارد.

پرونده تحقیق و تفحص از صندوق ذخیره فرهنگیان به کجا رسید؟

همین هفته گزارش این تحقیق و تفحص در کمیسیون نهایی می شود. البته سریعتر از این قرار بود نهایی شود ولی اختلاف نظر وجود داشت. اگر اختلاف نظر نباشد طبق جدول باید نهایی شود. تحقیق و تفحص از صندوق ذخیره فرهنگیان بالای ٢٠٠ رای آورد.

منتها می خواستیم این اطمینان وجود داشته باشد که برخورد سیاسی صورت نمی گیرد و قرار نیست برش زمانی داشته باشیم. بعضی می درخواست کردند از ابتدا محمدعلی نجفی و دولت را بزنند ولی ما اعتقاد بودیم که از ابتدای تاسیس تا انتها باید تخلفات بررسی شود.

نقش بانک سرمایه در این تخلفات صندوق ذخیره فرهنگیان چقدر است؟

بخش عمده ای از اعداد و ارقام آن مربوط به همین بانک است.

آقای هدایتی گفته اند از شما شکایت می کنند؛ این شکایت انجام شده است است؟

آقای حسین هدایتی دولابی در رسانه ها مطرح کردند ولی من ارتباطی با ایشان نداشتم که جویا شوم. البته شکایت حق هر کسی است.

یعنی به مستندات خود مطمئن هستید؟

بله، با امضای خود بانک یعنی معاونت بانک سرمایه است که به رییس صندوق ذخیره فرهنگیان داده هست. اعتبار ها هم مشخص هست. البته بعضی چندین شرکت تاسیس می کنند که ممکن است در یکی، دو مورد به نام خودشان نباشد ولی مشخص است که منتسب و وابسته به ایشان است.

پرونده شکایت دانشجویان بورسیه و شکایت نماینده کاشان (به علت اینکه گفته بودید دو میلیارد پول بورسیه غیرقانونی در دانشگاه کاشان گم شده است و در ستاد سعید جلیلی هزینه شده است است) به کجا ختم شد؟

استندبای مانده و معلوم نیست در چه وضعیتی هست. شکایت نماینده کاشان هم بعداز اینکه در هیات نظارت بر واکنش‌ها نمایندگان مطرح شد دیگر پیگیری نشد. من به این عنوان توجه دارم که ما در عرصه سرمایه گذاری نیاز به تولید و کارآفرینی داریم.

یکی از چالش های امروز ما عدم سرمایه گذاری داخلی و خارجی هست. به این علت که سرمایه گذاران ما احساس امنیت نمی کنند یا سرمایه در گردش کافی ندارند یا فضای رقابتی سالمی در عرصه اقتصادی وجود ندارد. من نخواسته ام با این حرکت تاثیری در بخش سرمایه گذاری داشته باشد.

فعالان اقتصادی ما با همه پرسشها موجود کار می کنند و بخشی در حاشیه امن وجود دارند و از رانت استفاده می کنند. مشتریان خوش حساب بانک که ممکن است به علت نابسامانی اقتصادی بدهی های اندکی دارند، نباید با این افراد مقایسه شوند و احساس وحشت کنند. ما می خواهیم به یاری کسانی برویم که فعالیت اقتصادی سالم دارند. من به ضرورت بخش شخصی فعال، کارآفرین تولید کننده قایل هستم. اعتقادی به اقتصاد دولتی یا سوسیالیستی ندارم بلکه به بخش شخصی غیررانتی اعتقاد هستم.

تا به حال پرونده های قضایی بازتان را شمرده اید؟

نه. بعد از بازجویی که از من شد در پاراگراف های متفاوت به بعضی اتهامات پاسخ دادم و البته تاکید کردم باید به رای هیات نظارت بر واکنش‌ها نمایندگان مراجعه شود.

واژه های کلیدی: اطلاعات | رسانه ای | رسانه ها | اطلاعات | عذرخواهی | قوه قضاییه | نماینده مجلس | اخبار سیاسی و اجتماعی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : topsblog